عطا ملك جوينى

243

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

[ ذكر سلطنت جلال الدين حسن بن محمد بن حسن بن محمد بن بزرگ اميد ] بعد ازو به حكم ولايت‌عهد پسرش جلال الدّين حسن بجاى او بنشست و هم از ابتداى جلوس اظهار مسلمانى كرد و قوم و شيعت خود را بتوبيخ « 1 » و تشديد از الحاد « 2 » زجر « 3 » و منع كرد و بر التزام اسلام و اتّباع رسوم شرع داشت و درين معنى بخليفهء بغداد و بنزديك سلطان محمّد خوارزمشاه و ملوك و امراى عراق و ديگر اطراف رسولان فرستاد و بموجب توطئه و تمهيدى كه در ايّام پدر كرده بود و به اطراف اعلام داده سخن او را مصدّق داشتند و خصوصا از دار خلافت « 4 » باسلام او حكم كردند و در حقّ او عاطفتها فرمودند و با او طريق مكاتبات و مراسلات مفتوح داشتند و او را القاب بحرمت نوشتند و به آن وسيلت حميده از همه بلاد « 5 » اسلام ائمّه باسلام او و قومش فتوى نوشتند و بر مواصلت و مناكحت با او رخصت دادند و ذكر او بجلال الدّين نومسلمان معروف شد و اشياع او را در عهدش نومسلمان خواندند ، و در ولايات خود فرمود تا مساجد عمارت كردند و از اطراف خراسان و عراق فقها را طلب داشت و ايشان را اعزاز و اهتمام « 6 » كرد تا به قضا و خطابت و امثال اين اشغال دينى در ملك او قيام نمودند ، اهالى قزوين از روى تديّن و صلابت در اسلام و نيز چون به حكم جوار و قرب مسافت بر تزويرات و اكاذيب و تمويهات و مكايد ملاحده وقوفى زيادت يافته بودند و ازيشان رنجها ديده و زيانها كشيده و ميان هردو جانب محاربتها رفته و عداوتها نشسته باوّل از قبول اسلام جلال الدّين و قوم او ابا نمودند و قضاة و ائمّهء ايشان « 7 »

--> ( 1 ) كذا فى ج ل م ، باقى نسخ : توبيخ ، ( 2 ) « از الحاد » فقط در ح ، ( 3 ) د ز ط ل س : و زجر ، ( 4 ) كذا فى آ ب ل ، باقى نسخ : دار الخلافه ، ( 5 ) كذا فى ج ح ل ، س : ديار ، باقى نسخ ندارند ، ( 6 ) د ط ك : احترام ، م : اكرام ، ( 7 ) كذا فى ب د ح ط ، آ و اكثر نسخ ديگر : ايشان را ،